اختصاصی

  • فیلم انگل شگفتی ساز شد؛ جوایز اصلی اسکار 2020 برای اثر بونگ جون هو

    سال گذشته بود که همه انتظار بردن اسکار توسط یک فیلم غیرانگلیسی زبان -یعنی رما- را داشتند؛ اما بالاخره این امر با فیلم انگل (پارازیت) ساخته بونگ جون هو محقق شد. به گزارش بخش سینمایی آکادمی هنر، علاوه بر کسب جایزه اسکار بهترین فیلم و کارگردانی، در شاخه‌های بهترین فیلم بین‌المللی و فیلمنامه اصلی نیز موفق به کسب جایزه شد...
مرتضی اسماعیل دوست

مرتضی اسماعیل دوست

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

فعالیت‌های مطبوعاتی در رسانه‌های مختلف

فعالیت‌های هنری: ساخت فیلم کوتاه، نگارش فیلمنامه و داستان 

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 5.00 (3 رای)

 

فیلم چ ابراهیم حاتمی کیا

فیلم "چ" عارفانه‌ترين نگاه ابراهیم حاتمی کیا به مقولة جنگ است. تصویری که بیش از آن که برگرفته از نگاهی دو سویه به این شخصیت تاریخی باشد، دغدغه فیلمساز برای تاباندن چهرة انسانی به چگونه زیستن و جرعة ناب آن، یعنی شهادت است.

ادامه مطلب ردپایی از عشق / یادداشتی بر فیلم چ ساخته ابراهیم حاتمی کیا
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 2.83 (9 رای)

 

فیلم سایه روشن فرزاد موتمن

فیلم در مورد مردی است به نام رامین که دچار فراموشی گردیده و با کمک زنی پرستار سعی دارد حافظه‌اش را بدست آورد. این جمله پوسته ظاهری قصه‌ای است که در لایه‌های زیرین‌اش، می‌توان به مفاهیم عمیق فلسفی حصول یافت. حقیقت در سایه روشن، حلقه مفقوده‌ای است که در مرز باریکی از توهم آرمانی قرار دارد و همانند دیالوگ زیبایی که از زبان شخصیت اصلی فیلم بیان می‌شود، معنای حقیقت را می‌توان از هر زاویه‌ای به نحوی متفاوت فهم نمود و رهیافت بدان بسته به آن دارد که از کدامین دریچه سعادت نگریسته شود. رامین روشن با نقش آفرینی محمدرضا فروتن، انگار به دنبال بهانه‌ای بوده که ذهنش را خالی از انباشت دقایق شومی نماید كه برخلاف رویاهای عاشقانه اش ضبط گردیده است و حادثه فراموشی او را در تصرف دستیابی به ذهنیتی مجدد گسیل می دارد تا هم‌چون کودکی بدون پیش آگاهی، با صفحه ای سفید از زیبایی‌های بصری همراه گردیده و هر آن چه در پستوی باورش در طی سال‌ها حسرت از یاد رفته را مجددا به چنگ آورد.

ادامه مطلب نگاهی بر سایه روشن؛ فیلمی تجربی ساخته فرزاد موتمن
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 5.00 (3 رای)

عصبانی نیستم رضا درمیشیان

فيلم عصباني نيستم در ادامه تجربيات فرم گراي رضا درميشيان رقم خورده و ادامه اي بر اثر قبلي اين فيلمساز  -یعنی بغض- است. اين تشابه فرمي حتي در دكوپاژ و نوع قاب بندي برخي تصاوير به چشم مي خورد و فيلمساز با انتخاب موضوعي ملتهب از وضعيت سياسي و اقتصادي چند سال اخير به بازيگوشي هاي دلنشيني در فرم دست مي زند. دوربين سيال و ساختار صدا به عنوان عنصري مزاحم به بافت جامعه اي درگير در چرخه ماديات كمك مي  نمايد. همچنين استفاده مكرر از تصاوير فست موشن و اسلوموشن به جنون نهفته در شخصيت نويد كه اجراي مناسبي با بازي نويد محمدزاده يافته، ياري مي رساند.

ادامه مطلب عصبانی نیستم در حالی که عصبانیم / از سری یادداشت های فجر 32
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 5.00 (2 رای)

 

شیار 143

فيلم شيار 143 بر مبناي نگاه ساده مادر است به مقوله تاريك جنگ و بر اساس تعريف فوق، فيلمساز زاويه دوربين خود را از خاكريز جبهه به دل بي قرار مادر مي كشاند و از اين منظر، احساسي رقيق بر وجود مخاطب غالب مي يابد. فيلم بيشتر از آن كه تداعي گر يونس شهيد باشد، دربرگيرنده قهرمان زني است كه در مرز ميان حس ناب مادرانه و سپردن فرزند به ميعادگاه رفتن به سر مي برد، اما فيلم به سرعت از اين دايره خارج گرديده و به مفهوم انتظار عاشقانه مادر براي بازگشت جگر گوشه زندگي اش مي رسد.

 

ادامه مطلب نگاهی به فیلم شیار 143 / از سری یادداشت های فجر
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 5.00 (1 رای)

 

فیلم شیفتگی

فيلم شيفتگي تجربه اي متفاوت و تصويري نو در فرم گرايي سينماي ايران است. جايي كه خلاقيت فيلمساز با سوژه اي بكر در هم آميخته و فيلمي خارج از آثار به هم مشابه مي سازد. علي زماني عصمتي پس از چند تجربه ناموفق در اكران –که مشهورترین آن‌ها اوریون است-  نخستين بار همه تلاش چندساله اش در بيان فرم را در فيلم شيفتگي روان ساخته و در قاب بندي، روايت پردازي و شخصيت سازي به نتايج ارزشمندي دست مي يابد. زني كه سال هاست لباس قهرمان به تن مي كند و برون گرايي اين عصيان، حتي تبديل به نمايش جنسيتي متمايز مي گردد. البته فيلم با گنجاندن چندين موضوع  متفاوت به چند پارگي در روايت مي رسد و اين نگاه هاي مختلف اعتراضي، دريچه واكاوي عميق تر را از شخصيت زن سلب نموده و مقولاتي ديگر از محدوديت قشر زن در جامعه توسط فيلمساز مطرح مي گردد. همچنين فيلم به دلايل عميق از دگرديسي شخصيت اصلي-حاجي شاه- كه منجر به انتخاب مسيري متفاوت در زندگي اش شده نپرداخته و تنها به وضعيت اكنون شخصيت بسنده مي كند. بازي رويا تيموريان اما زيباترين نمايش از متفاوت ترين كاراكتر سينماي ايران است و نوع گريم و ديالوگ نويسي مناسب به باورپذيري  شخصيت كمك نموده است.

ادامه مطلب نگاهی فيلم شيفتگي ساخته علي زماني عصمتي / از سری یادداشت های فجر
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 5.00 (2 رای)

 

 فیلم فردا ایمان افشاریان و مهدی پاکدل

فيلم فردا درصدد ارايه تصويري متمايز بر مقوله پيچيده مرگ و حيات آدمي است و طبق گفته سازندگان اثر، براساس الگوبرداري از ادبيات كهن بنا گرديده كه البته اين هدف گرانقدر در اولين ساخته مشترك افشاريان و پاكدل به چشم نمي خورد.

ادامه مطلب نگاهی به فیلم فردا ساختة ایمان افشاریان و مهدی پاکدل / از سری یادداشت های فجر
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 5.00 (2 رای)

 

فیلم خسته نباشید

اولین مواجهه با فیلم خسته نباشید برخلاف تصور، حیرت از کشف تصاویری است گرم و سوزان هم‌چون کویر مانده در جلوه‌گاه قاب‌هایی آسمانی. در ابتدای فیلم، نمایی زیبا از حرکت دوربین به سمت خیال ذهنی ماریا و رفتن به خاطرات کودکی، سرخط سفری سخت و شیرین می‌گردد جهت یافتن گمشده‌ای به وسعت سرزمین مادری.

ادامه مطلب جاده‌ای بی‌انتها / نگاهی به فیلم «خسته نباشید»
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 5.00 (1 رای)

فیلم پله آخر 

تنیدگی دنیای سنگی زنده ماندگان مرده دل و مرده سامان زنده جان چه غمگسار است و چه کس بار قتاله‌ی هستی را به  دوش می‌کشد؟ زنی که خیال تبسم به صحنه می‌سازد یا نارفیقی که خنجر ناجوانمردی به سینه دارد و در این میانه چهزیباست رقص عاشقانه‌ی مرده‌ای متحرک که آرزوهایش را در وادی مردگان می‌جوید و به اشتباه گاه قدم به ساختمان مخروبه‌ی نمایش مضحک این زمانه می‌گذارد. خسرو، خاطره‌ی رسیدن را در پله‌ی آخر زندگی می‌یابد و طنازانه به پیکره‌ی بی رنگ زندگی با اسباب روح سرگردانش بازی می کند و در سکوی مردگان به نظاره می‌دارد ره گم شده از چهره‌اش را در خاطر لیلیِ لحظه‌های تنهایی‌اش.

 

فیلم پله‌ی آخر، تناقض بی شمار احوال است. نقض شوم زمانه‌ی غمگساری که دشنه ی دقايق، کمر به نابودی آرزوهایش می‌نهد تا هر چه هم محاسبه‌گر جزیی‌ترین اندازه‌ها باشی، پاشنه‌ی سقوط‌ات را به لحظه‌ای مهیا توان ساخت. لبخند لیلی، تمسخری است بر پوچی ساز افسونگر روزگار که بازگویی حقیقت عشق هم در آن واگویه از ساختن مجنونی  است دروغین، پس خسرو طلب از بازگشت زمان به گذشته‌های افسون شده‌ای می نهد که شیطنت نهفته در ترنم  رهانیدگی اش، کنتراستی عجیب با پدیده‌های زمینی و روابط رنگ به رنگ آن دارد. فیلمِ علی مصفا، رقابت ارواحی گمگشته است؛ یکی مرده گی برگزیده تا به چشمِ نادیده رخشان گردد و آن یک به دنبال ایفای نقش شوهری است که در آرزوی تحقق اش در زندگانی بود و چه هوشمندانه این تناقض های چند باره به چند پارگی نمی‌انجامد.

 

فیلم پله‌ی آخر، نشان از فیلمنامه‌ای خردمندانه در سایه سار گزینش فرمی متناسب با محتوا بوده که نه درصدد خودنمایی انواع ساختارمندی‌های پست مدرنیستی است و نه پیله در انحصار قیم بودن اجرای کلاسیک می‌نهد، بلکه مقصود مسیرش را به درستی می‌داند و این نشان بدان گردیده که وادی راه با گامی استوار پی نهاده شده است. 

 

 

 

 

 

تحلیل رویکرد

بانک اطلاعات هنری