اختصاصی

  • فیلم انگل شگفتی ساز شد؛ جوایز اصلی اسکار 2020 برای اثر بونگ جون هو

    سال گذشته بود که همه انتظار بردن اسکار توسط یک فیلم غیرانگلیسی زبان -یعنی رما- را داشتند؛ اما بالاخره این امر با فیلم انگل (پارازیت) ساخته بونگ جون هو محقق شد. به گزارش بخش سینمایی آکادمی هنر، علاوه بر کسب جایزه اسکار بهترین فیلم و کارگردانی، در شاخه‌های بهترین فیلم بین‌المللی و فیلمنامه اصلی نیز موفق به کسب جایزه شد...

مرثیه‎ای پر از اغراق / نگاهی به فیلم «انتهای خیابان هشتم» ساخته علیرضا امینی

 

انتهای خیابان هشتم 

1. اغراق...این واژه توصیف کننده‎ی آخرین ساخته‎ی علیرضا امینی است. فیلمی آشفته و مدعی که سراسیمه در پی نقد کاستی‎های جامعه است.

درامی چند تکه و پا در هوا که نه آغاز منطقی‎ای دارد و نه پایانی. البته به این مجموعه اگر همان عنصر اغراق که لحن برونگرا و خودویرانگر روایت فیلم را به اوج می‎رساند، را اضافه کنیم، حاصل‎ فیلم به اصطلاح مضطرب و ملتهبی است که بنیان گُنگ و مغشوشی هم دارد. احتمالاً می‎توان همین گُنگی مورد بحث در روابط کاراکترهای فیلم را مربوط به جرح و تعدیل‎های احتمالی قبل از اکران فیلم دانست. به هر حال آن‎چه مبرهن است انتهای خیابان هشتم برخلاف جنجال‎های بی‎شمار پیرامونش اثر ضعیفی از کار در آمده است. یعنی سوژه‎ی ملتهب آن در نظر بخشی از حاکمیت، البته در دستان فیلمساز معترض فیلم، به علت سراسیمگی و ذهنِ ایدئولوژیک، تبدیل به نقد بی‎رمقی شده که نه تنها واقعیت حاکم بر جامعه را واکاوی نمی‎کند بلکه به علت انباشتگی شعارهای مدنظر فیلمساز به تصویرسازی شتابزده‎ای بسنده می‎کند که بارها و بارها لااقل در دنیای مجازیِ این روزها مخاطب را درگیر خود کرده است. هم‎چنین تاکید بیش از اندازه و حتی افراطی بر روی تکنیک‎هایی که توهم عین واقعیت بودن را برای مخاطب به ارمغان بیاورد. آن‎چه که بیشتر باسمه‎ای به نظر می‎رسد تا این‎که بتواند جو را ملتهب‎تر نشان دهد. بارزتر از همه در این میان همان تکنیک دوربین روی دست در تمامی لحظات فیلم است. با آن تکان‎های بیش از حد و کاملاً بیهوده که اصلاً منطقی ندارند؛ البته این بیشتر وابسته به همان عنصر اغراقی است که عامدانه تمامی مولفه‎های اصلی فیلم امینی را تحت تاثیر قرار داده است. از بازی بازیگران گرفته تا تدوین و روایت داستان و البته فیلمبرداری.

2. سعید؛ جوانی محکوم به اعدام است که تا سه روز دیگر حکم‎اش اجرا خواهد شد. در این میان نیلوفر به همراه نامزدش بهرام و شخصی به نام موسی که روابطش با این دو به طور کامل مشخص نمی‎شود، به دنبال تهیه‎ی دیه‎ی مقتول هستند تا از اجرای حکم سعید جلوگیری کنند. تلاش این سه به همراه چند نفر دیگر که گویا دوستان و بستگان نیلوفر و بهرام هستند درام بسیار تشدید شده‎ی فیلم امینی را تشکیل می‎دهند.

 

3. انتهای خیابان هشتم دو نیمه‎ی متفاوت از هم دارد. در نیمه‎ی اول که تنش در اوج است، شاهد دوندگی‎های بی‎امانپوستر انتهای خیابان هشتم نیلوفر و بهرام برای تهیه‎ی پول دیه هستیم. در این میان بازی بسیار اغراق شده‎ی ترانه علیدوستی در نقش نیلوفر بیشتر از همه به چشم می‎آید. نیلوفر در طی این مدت صرفاً جیغ و داد می‎کند و کنترلی بر رفتارش ندارد. آن‎چه که البته صابر ابر در نقش بهرام به شدت کنترل اش می‎کند. همین تناقض در شیوه‎ی اجرا، بافت فیلم امینی را دو تکه می‎کند که قطعاً به دلیل عدم دخالت فیلمساز در نوع اجرای بازی بازیگران است. بازی حامد بهداد در نقش موسی نیز که البته مشخص است در چنین درام تشدید شده و تنش‎زایی باید چگونه باشد. هر چند به نظرم کاراکتر او در فیلم بیشترین ضربه را از عدم توجه منطقی فیلمساز به روند شکل گیری و بسط شخصیت واقع گرایانه‎اش در طول درام و در ارتباط با دیگران، خورده است. گویا فیلمساز به قدری مقهور نام بازیگران فیلمش شده که در این میان نتوانسته کنترل مناسبی بر روی اجرای آن‎ها داشته باشد البته در این میان تنهاصابر ابر بوده که با بازی لااقل تکراری‎اش این نتیجه‎گیری کلی را عقیم ساخته است. اجرایی که استثنائاً در نیمه‎ی دوم فیلم نیز به گونه‎ای دیگر ادامه می‎یابد. آن‎چه که البته در بازی ترانه علیدوستی و حامد بهداد رعایت نمی‎شود. نیلوفر در ادامه همان پرسوناژ علیدوستی در فیلم‎های ماقبل انتهای خیابان هشتم می شود و همان آرامش همیشگی او در اجرای نقش‎های معروفش را یادآوری می‎کند و بهداد رفته رفته از آن حالت انفعالی اولیه‎ی فیلم خارج می شود و در حالیکه همچنان گُنگ بودن روابطش با کاراکترهای اصلی دیگر، مخاطب را سردرگم نگه داشته به حد انفجار اجرای همیشه اغراق شده‎اش می‎رسد.

 

4. سه روز به اجرای حکم سعید مانده و نزدیکانش تازه به فکر پرداخت دیه‎ی مقتول افتاده‎اند که احتمالاً این ریشه در همان سنت نانوشته‎ی همیشه دیر جنبیدن ایرانیان دارد. این آغاز غیرواقعی و اغراق شده همان‎طوری که در بالا اشاره کردم نه تنها عامدانه باعث تشدید غیرمنطقی درام شده؛ بلکه ریتم کلی حاکم بر فیلم را نیز زیر سلطه گرفته است. ریتمی که البته در نوع اجرای بازیگران، لااقل در نیمه‎ی دوم فیلم رعایت نشده است. در این میان علاقه‎ی فیلمساز به طرح و نقد مسائل اجتماعی، که در اجرای شتابزده و سلسله‎وار صحنه‎هایی از بازی پوکر، خودفروشی شبه‎بورژوایی، مسابقه‎ی مرگ و هم‎چنین صحنه‎ی پمپ بنزین که گویا نشان از هدف فیلمساز برای نشان دادن تضاد طبقاتی حاکم بر مناسبات اجتماعی است، مانع از ابهام گشایی روایی داستان فیلم شده است. گویا فیلمساز عجول، تصمیم گرفته باشد لااقل خیال خودش را از بابت این‎که توانسته در مدت زمانی اندک تمامی زوایای پنهان و روابط کثیف در مناسبات اجتماعی پایتخت را راحت کند. همین ریتم تند نیز که ناشی از شتابزدگی فیلمساز در بیان کاستی‎های اجتماعی می‎باشد، فرصتِ و مجال اندکی برای او مهیا کرده تا بتواند شخصیت کاراکترهای فیلمش را بیشتر بپروراند و لااقل روابط مبهم آن‎ها با یکدیگر را توضیح دهد؛ البته آن‎چه از ظواهر امر پیداست برای فیلمساز این بخش از نوشته ی مذکور به هیچ وجه مهم نبوده و این ناشی از همان ذهنیت ایدئولوژیکی است که در ابتدای یادداشت بدان اشاره کردم.

 

5. در این میان و برای روشن کردن منظورم از تشدید منطقی درام در کنار کنترل اغراق روایتی مشتق شده از همان، کافی است که یک بار دیگر فیلم بسیار تحسین شده‎ی مرثیه ای برای یک رویا ساخته‎ی دارن آرنوفسکی را ببینید. در این فیلم نیز چهار شخصیت اصلی برای نیل به هدفی که در طول درام برای هر کدام از آن‎ها تعریف شده تلاش می‎کنند. تلاشی که مرحله به مرحله و در کنار اشاره به فجایع حاکم بر اجتماع مدرن آمریکا، در انتها به شکستی معنادار و سرشار از ارجاع به نمونه‎ی بیرونی و البته واقعی ختم م‎ شود. فیلمی که البته بدون شک امینی را قبل از ساختن فیلم انتهای خیابان هشتم به شدت تحت تاثیر خود قرار داده است. هرچند شتابزدگی او در ترسیم روابط پنهان اجتماع پیرامونش به درامی آشفته و صرفاً اغراق شده و پر از شعارهایی گل درشت ختم شده است.

 

 

 

 

 

درباره نویسنده :
نام نویسنده: بهروز صادقی

دیدگاه‌ها  

+1 #4 Guest 1391-02-05 15:17
با نقدتون موافقم! منم وقتی از سینما بیرون اومدم دقیقا به همین نقاط ضعف فیلم فکر کردم...
نقل قول کردن
+2 #3 Guest 1391-01-27 13:42
در این وانفسا این فیلم از دیگر فیلم ها واقعا بهتر بود و به نظرم منتقدان باید شرایط سینمای ایران را درک کنند
نقل قول کردن
+1 #2 Guest 1391-01-24 23:19
من عاشق بازیای این فیلم بودم نمی دونم چرا نویسنده اینجوری با بازیا رفتار کرده
نقل قول کردن
+3 #1 Guest 1391-01-16 19:03
آقای اعلایی بدجور ضد سینمای ایرانیا!! :o
این فیلم به این خوبی تو این برهوت بی فیلمی چرا باید اینجوری باهاش برخورد شه
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مطالب مرتبط

تحلیل رویکرد

بانک اطلاعات هنری